تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
207
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
هنگام پادشاهى او در نجران هنوز بازماندگانى از پيروان عيسى بودند كه انجيل را كار مىبستند و مردمى با فضيلت و درستكار بودند . رئيس ايشان مردى بود به نام عبد اللّه بن الثامر كه نيز به دين عيسى بود . در آن زمان دين عيسى در نجران ، كه در ميانهء عربستان است و مردمش مانند ديگر عرب بتپرست بودند ، راه يافته بود « 1 » . مردى از بازماندگان پيروان ( حقيقى ) « 2 » اين دين به نام فميون « 3 » پيش ايشان رفت و ايشان را بر آن داشت كه اين دين را بپذيرند . هشام گويد « 4 » : نام پادشاه زرعه ذونواس بود و پس از آنكه به دين يهود درآمد يوسف ناميده شد و او همان است كه گودالها ( مذكور در قرآن ) بكند و ترسايان را بكشت .
--> پيش تسلّط ايشان ( از اين تسلّط قبلى حبشيان ، روايات عربى اطّلاعى ندارد ) را آزموده بودند . به همين جهت اخراج سياهپوستان مسيحى به وسيلهء امراى محلّى غير مسيحى و مزديسنائيان ايرانى با خوشحالى استقبال شد . ( 1 ) - نجران واقع است در يمن شمالى در درون مملكت . هنوز هم از ويرانههائى كه مانده است مىتوان آن را شناخت و هالوى Halevy نخستين كسى بود كه در اين ويرانهها به تفحّص پرداخت . ما دربارهء منشأ مسيحيّت در اين سرزمين اطّلاعات بيشترى نداريم . در زمان محمّد ( ص ) مسيحيّت در آنجا در رونق و رواج بود ؛ امّا نشانهها و آثارى كه هست نشان مىدهد كه مسيحيّت از شمال ( سوريّه و بين النّهرين و احتمالا عراق ) بدانجا رفته است . زبان دينى ( زبان كليسائى ) مسيحيان آنجا بايستى سريانى بوده باشد . ( 2 ) - اين بنا بر اعتقاد مسلمين است كه مىگويند مسيحيّت در زمان محمّد ( ص ) از اصل خود بسيار منحرف شده بود . عبارت « بازماندگانى از پيروان عيسى » را كه قبلا مذكور شد نيز بايد چنين توضيح داد . ( 3 ) - به احتمال بسيار قوى همچنان كه زوتنبرگ ( در ترجمهء طبرى فارسى ) گفته است بايد اين كلمه را كوتاهشده Euphemion دانست . ممكن هم هست كه Poimen باشد ( كه رايت در فهرست خود ص 635 آن را پيومن نوشته است ) . حكايتى كه بعد خواهد آمد درست به لحن داستانهاى دينى خوابآور مسيحى - اسلامى است . اين حكايت در اينجا با اصل مطلب رابطهاى ندارد و همينطور است داستانهاى ديگر دربارهء اصل مسيحيّت در نجران كه در آن نجرانيان را به موافقت قرآن شهيد دانستهاند ( دربارهء اصل شهادت ايشان رجوع شود به مطالب آينده ) . ( 4 ) - روايت موازى هشام است كه كمى مختصر شده است ( رجوع شود در متن به چند سطر بالاتر ) .